قاتلی که در حادثهای دامادشان را به قتل رسانده بود، در واپسین لحظههای اجرای حکم قصاص بخشیده شد و از پای چوبه دار به زندگی دوباره بازگشت، اما کمتر از یک سال بعد در درگیری خونینی دیگر جان خود را از دست داد تا پروندهای عجیب در حافظه حوادث ثبت شود. جوان آنلاین: یکی از روزهای اردیبهشتماه ۱۳۹۶، درگیری خونینی داخل مغازهای در یکی از شهرستانهای اطراف تهران رخ داد. شاهدان حادثه و کاسبان محل دیدند صاحب مغازهای به نام کیوان با مرد جوانی درگیر شده است. زمانی که مردم برای میانجیگری و خاتمه دادن به نزاع نزدیک شدند، مرد جوان با ضربه چاقو کیوان را زخمی کرد و از محل گریخت.
انتقال مجروح به بیمارستان
با اعلام خبر درگیری، تیمی از مأموران کلانتری راهی محل شدند. بررسیها نشان داد صاحب مغازه با کمک همسایهها برای درمان به بیمارستان منتقل شده است. در همان دقایق اولیه مشخص شد ضارب مردی به نام منصور، برادرزن فرد زخمی بوده که پس از حادثه به مکان نامعلومی فرار کرده است.
مرگ صاحب مغازه
تحقیقات پلیسی برای دستگیری منصور ادامه داشت تا اینکه دو روز پس از حادثه، تیم پزشکی اعلام کرد تلاش برای نجات جان کیوان بینتیجه مانده و او بر اثر شدت خونریزی و اصابت چاقو به نقطهای حساس از بدنش جان باخته است. به دستور بازپرس ویژه قتل، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
اختلاف خانوادگی؛ انگیزه قتل
بررسیها نشان داد مقتول با همسرش اختلاف داشته و چندین بار میان آنها درگیری رخ داده است. همین موضوع باعث شد قاتل روز حادثه به هواخواهی خواهرش دست به چاقو ببرد و مرتکب قتل شود.
تسلیم قاتل پس از یک ماه فرار
با وجود تلاشهای گسترده پلیس، ردی از قاتل به دست نیامد تا اینکه یک ماه پس از حادثه، منصور با مراجعه به اداره پلیس محل وقوع جرم، خود را معرفی کرد و با اظهار پشیمانی به قتل شوهر خواهرش اعتراف کرد.
اعترافات متهم
منصور در توضیح ماجرا گفت: «من و دامادمان هیچ اختلافی نداشتیم تا اینکه یک ماه قبل از حادثه فهمیدم او با خواهرم اختلاف دارد. خواهرم هیچوقت در این باره با من حرفی نزده بود، اما بهطور اتفاقی متوجه شدم خواهرم را کتک زده است. روز حادثه خواهرم به خانه ما آمد و با مادرم صحبت میکرد. به مادرم گفت با شوهرش درگیر شده و او را کتک زده است. آنطور که فهمیدم آنها هرازگاهی مشاجره میکردند و کیوان دست روی خواهرم بلند میکرد.» وی ادامه داد: «وقتی صحبتهای خواهرم را شنیدم، خیلی عصبانی شدم و تصمیم گرفتم کیوان را ادب کنم. همان روز به مغازهاش رفتم و اعتراض کردم. درگیری بالا گرفت و از شدت عصبانیت چاقویم را بیرون آوردم و ضربهای زدم. قصد قتل نداشتم، اما ضربه به قسمت حساس بدنش خورد.»
فرار و عذاب وجدان
متهم گفت: «ترسیدم و فرار کردم. چند بار به بیمارستان سر زدم و جویای حالش شدم، اما وقتی فهمیدم فوت کرده از ترس فرارم را ادامه دادم. در این یک ماه از شهری به شهر دیگر میرفتم، اما عذاب وجدان رهایم نکرد و همیشه تصویر دامادمان جلوی چشمم بود، بهطوریکه شبها خوابم نمیبرد و در نهایت تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.»
محاکمه و حکم قصاص
پس از بازسازی صحنه قتل، متهم روانه زندان شد. با صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری ارسال شد. قاتل در دادگاه اظهار پشیمانی کرد و از اولیای دم درخواست بخشش داشت، اما پدر و مادر مقتول اعلام کردند او را نمیبخشند. در نهایت، منصور به جرم قتل عمد به قصاص محکوم و حکم پس از تأیید در دیوان عالی کشور به شعبه اجرای احکام ارسال شد.
در حالی که همه مراحل قانونی طی شده بود و قاتل در آستانه اجرای حکم قرار داشت، پادرمیانی ریشسفیدان باعث شد اجرای قصاص به تعویق بیفتد. منصور سالها بلاتکلیف در زندان ماند تا اینکه پس از گذشت هفت سال، واحد صلح و سازش بار دیگر جلساتی را با اولیای دم برگزار کرد. آنها اعلام کردند تصمیم نهایی خود را پای چوبه دار خواهند گرفت.
زمستان سال قبل، متهم برای اجرای حکم به اتاق مخصوص منتقل شد. سحرگاه روز اجرای حکم، منصور پای چوبه دار رفت و طناب دار به گردنش انداخته شد. در حالی که لحظاتی تا اجرای حکم باقی مانده بود، یکی از اولیای دم به جای کشیدن اهرم، طناب را از گردن قاتل برداشت و به او زندگی دوباره بخشید.
شرط مادر مقتول برای بخشش
مادر کیوان گفت: «بعد از قتل پسرم خیلی سختی کشیدم و تصمیم داشتم قاتلش را قصاص کنم، اما وقتی دیدم پشیمان است و در زندان کارهای خیر برای آرامش روح پسرم انجام میدهد، او را بخشیدم. او نقاش است و شرط من این بود که بعد از آزادی به مدارس مناطق محروم اطراف تهران برود، به بچهها نقاشی یاد بدهد و وسایل نقاشی برایشان تهیه کند.»
پایان تلخ زندگی دوباره
منصور پس از بخشش از زندان آزاد شد و زندگی تازهای آغاز کرد، اما این پایان ماجرا نبود. ۱۱ ماه بعد، او در حادثهای دیگر جان باخت. منصور روز حادثه همراه خانوادهاش به شمال کشور سفر کرده بود و در صف سوار شدن تلهکابین با پسر جوانی بر سر نوبت درگیر شد. درگیری بالا گرفت و پسر جوان با وارد کردن چاقو به قلب منصور، او را به قتل رساند.
بدین ترتیب مردی که از پای چوبه دار بازگشته بود، تنها ۱۱ماه بعد قربانی درگیری خونین دیگری شد.